مهدکودک مهرآیین

تلفن تماس: 03432150048

مهارت هایی که باید به کودکان بیاموزید

مهارت هایی که باید به کودکان بیاموزید

این 10 مهارت را به کودک بیاموزید

بهترین راه این است که خطراتی را که در کمین بچه‌هاست با زبانی قابل فهم برای آنها توضیح داد و بلافاصله روش‌های پیشگیری از این خطرات را هم به آنها آموزش داد .

آموختن روش‌های محافظت از خود، شاید مهم‌ترین کاری باشد که والدین برای فرزندان‌شان انجام می‌دهند؛ حتی مهم‌تر از فراهم کردن خورد و خوراک و پوشاک مناسب….

البته همین‌ مهم‌ترین وظیفه، سخت‌ترین هم هست؛ چون اگر قرار باشد همه خطرات پیرامون کودک را به او توضیح بدهید، این کار آثار روانی نامطلوبی به جا می‌گذارد. در واقع کودک دیگر به هیچ چیز و هیچ کس اعتماد نخواهد داشت و یک احساس اضطراب و ترس همیشگی، با او همراه خواهد بود اما اگر از گفتن این خطرات صرف‌نظر کنید، باز هم این کارتان عواقب خاص خودش را خواهد داشت.

به گفته کارشناسان و روان شناسان ، در چنین مواردی باید خیلی حساب شده و منطقی با بچه‌ها صحبت کرد. هیچ‌گاه نباید برای هوشیار کردن کودکان قصه‌های ترسناک برای آنها تعریف کرد چون این داستان‌ها بچه‌ها را در وحشت و اضطراب رها می‌کند و هیچ راه‌حلی به آنها یاد نمی‌دهد. در این خصوص می‌توان به 10 مهارت مهمی که پدران و مادران وظیفه دارند به فرزند خود آموزش بدهند، اشاره کرد.

1-احساس امنیت

باید به فرزند خود بیاموزید که هر انسانی حق و حقوقی دارد؛ از جمله حق نفس کشیدن، حق زنده ماندن و بسیاری حقوق دیگر. کودک باید بداند که حق امن ماندن و امنیت داشتن جزو حقوق طبیعی اوست و دیگران وظیفه دارند این حق او را به رسمیت بشناسند و رعایت کنند.

2-محافظت از بدن خود

کودک باید بداند که صاحب تمام بدن خود است و کسی حق ندارد بدون رضایت او و والدین‌اش، بدن وی را لمس کند.

3-کمک گرفتن از دیگران در برابر باج‌گیرها

افرادی که از بچه‌ها باج‌گیری می‌کنند از لحاظ روانی افرادی ترسو هستند که در برابر جمع هراسان می‌شوند و پا به فرار می‌گذارند. باید به کودک خود آموزش دهید که در چنین مواردی از دوستان نزدیک خود کمک بگیرد و حتما مساله را با مسوولان مدرسه یا با پدر و مادر در میان بگذارد. البته حتما به کودک بگویید در مواردی که باج‌گیرها برای او تهدید جانی داشتند مقاومت نکند. گاهی بچه‌ها از ترس اینکه به خاطر از دست دادن وسایل‌شان توسط والدین خود تنبیه شوند، به هیچ عنوان تسلیم نمی‌شوند و این بسیار خطرناک است.

4-گفتن حقیقت

اگر با فرزند خود مرتب صحبت کنید و همیشه به او یادآور شوید که پشتیبان همیشگی او در زندگی هستید، کودک هم یاد می‌گیرد مشکلات و رازهای خود را با شما در میان بگذارد و از شما کمک بگیرد.

5-مورد قبول قرارگرفتن

اگر فرزند شما مساله‌ای را که او را آزار می‌دهد یا باعث اضطراب او می‌شود برای شما تعریف کرد حتی اگر خیلی هم پیش‌پا افتاده بود هیچ‌گاه به او نخندید یا واکنشی نشان ندهید که او احساس حماقت کند چون این کار شما باعث می‌شود کودک کم‌کم مشکلات خود را بروز ندهد و اگر زمانی مورد آزار و اذیت واقعی هم قرار گرفت با شما مشورت نکند.

6-راز دار نبودن

همیشه برنامه‌های تلویزیونی بچه‌ها یا حتی خود والدین، کودکان را به رازدار بودن تشویق می‌کنند و به کودکان می‌آموزند این رازداری باعث اعتماد دیگران به آنها می‌شود اما باید به فرزندان خود تاکید کنید که هیچ رازی نباید بین آنها و افراد بزرگ‌تر دور از چشم والدین وجود داشته باشد چون اکثر افرادی که کودک آزاری می‌کنند، به کودک می‌گویند بوسیدن یا تماس بدنی بین ما، رازی است که غیر از ما دو نفر کسی نباید آن را بفهمد.

7-مهارت «نه» گفتن

برخی والدین به فرزندان خود می‌آموزندکه همیشه باید به حرف بزرگ‌ترها گوش کرد و همیشه حق با بزرگ‌ترهاست اما در واقع، این آموزش کاملا غلط است و کودک باید یاد بگیرد که گاهی هم به خواسته‌های دیگران «نه» بگوید چون در غیر این صورت کودک خود را تسلیم هر نوع خواسته‌ بیمارگونه و آزاردهنده‌ای خواهد کرد.

8-مخالفت با تماس بدنی

هر کودکی باید بداند که هیچ کس حق ندارد او را به زور ببوسد یا در آغوش بگیرد. باید به فرزند خود بیاموزیم که اگر فردی او را مجبور به انجام چنین کارهایی کرد، حتما به پدر و مادر یا بقیه اعضای خانواده اطلاع دهد.

9-صحبت نکردن با غریبه‌ها

کودکان هیچ‌گاه نباید با افراد غریبه صبحت کنند یا هدیه‌ای از آنها دریافت کنند حتی یک شکلات یا آدامس. البته به کودک خود آموزش دهید که گاهی استثناهایی هم وجود دارد. مثلا اگر در خیابان گم شد، باید پیش پلیس برود و از آنها کمک بخواهد.

10-قانون‌شکنی

به کودکان خود آموزش بدهید که در مواقع خطر اجازه دارند هر قانونی را زیر پا بگذارند. حتما به آنها بفهمانید که در شرایط بحرانی هر کاری برای نجات خود انجام دهند، با پشتیبانی کامل شما همراه است. مثلا می‌توانند فرار کنند، خیلی بلند فریاد بکشند، دروغ بگویند و …

 

چگونه استقلال را در کودکان تقویت کنیم؟

کسب استقلال و مهارت در کودکان از سال های اولیه تولد او شروع می شود و بچه ها به طور طبیعی و غریزی دوست دارند کارهایشان را خودشان انجام بدهند و یاد بگیرند.

به گزارش خبرگزاری مهر، مسئولیت نهایی والدین، آماده کردن فرزند برای دستیابی به استقلال واقعی است. ما در صورتی می توانیم بگوییم این وظیفه را به خوبی انجام داده ایم که فرزندان ما به هنگام ترک خانه و آماده شدن برای شروع و ساختن بنای یک زندگی جدید، دارای اعتماد به نفس باشند. استقلال وعزت نفس ارتباطی عمیق با یکدیگر دارند. خود ما وقتی وظایفی را که زندگی بر عهده مان قرار داده انجام می دهیم، خود را با دیدی مثبت تر ارزیابی می کنیم. وقتی مهارت های جدید می آموزیم، اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کنیم،کمتر به دیگران اتکا می کنیم و احساس ارزش قائل شدن برای شخصیت خودمان بیشتر در ما رشد می کند.

کسب استقلال در کودکان و کمک به آنها در این زمینه، از سال های اولیه تولد او شروع می شود.بچه ها به طور طبیعی و غریزی دوست دارند کارهایشان را خودشان انجام بدهند. همه کاری که می توانیم در این زمینه انجام دهیم این است که آنها را برای رسیدن به خواسته هایشان تشویق و دلگرم کنیم، به آنها فرصت دهیم و از آنها حمایت کنیم تا بتوانند مهارت های جدید را به خوبی یاد بگیرند. کافی است به بچه های کوچکی که تازه چنگ زدن، چرخیدن و خزیدن و راه رفتن را یاد گرفته اند کمی توجه کنیم. البته ما باید در کنارشان باشیم تا خطری آنها را تهدید نکند ولی انجام این کارها با خود آنهاست در مرحله نوپایی می توانیم کاری بکنیم که کودکانمان در انواع مهارت هایی که یادگیری، آن خاص خود آنهاست مستقل باشند.

برای مثال آنها به تدریج یاد می گیرند که لباس هایشان را خودشان از تن بیرون آورند. ما می توانیم به بچه های نوپا اجازه بدهیم خودشان غذای خود را بخورند. بچه های نوپا با راهنمایی های دائمی ما یاد می گیرند که چگونه خود را در حمام بشویند. با تمام این تلاشها، معمولا کمبود وقت باعث می شود نتوانیم به اهدافمان برسیم. بچه های نوپا برای انجام دادن کارهایشان، زمان بندی ها وو اولویت هایی قائلند که متاسفانه به ندرت با زمان بندی های ما منطبق است.

وقتی تصمیم گرفته ایم به کودکمان اجازه دهیم کاری را انجام دهد نباید هنگامی باشد که برای رفتن به جایی یا انجام کاری عجله داریم، چون در این صورت صبر و تحمل خود را از دست خواهیم داد در این صورت کودک ما غمگین و ناراحت می شود و تجربه ای که قرار است کسب کند به جای آنکه سبب لذت یادگیری بیشتر در او شود،وی را با شکستی تلخ مواجه می سازد. برای جلوگیری از بروز چنین اتفاقی بهتر است کارها را به شکل طبیعی و عادی به پایان برسانیم. ما باید واقع گرا باشیم و قبول کنیم که وقتی در ایجاد فرصت های رشد برای کودک عجله کنیم شانس یادگیری مهارت های جدید را از او سلب کرده ایم، زیرا او نمی تواند به سرعت مهارتی را بیاموزد ویا هر روز یک مهارت کامل را فرا گیرد.

از سوی دیگر، نباید هر کاری را به فوریت و با مداخله خود برای آنها انجام دهیم. درست است که نمی توانیم شاهد تلاش های زیاد کودک برای انجام کاری جدید و یا عدم موفقیت او باشیم، به ویژه وقتی که انجام آن کار از عهده او ساخته نیست، تقریبا غیر قابل تحمل است که اصلا کاری به کارش نداشته باشیم، اما گاهی باید صبر و کمک را به طور همزمان پیشه کرد به بیانی دیگر، فرصت انجام مهارت جدید را نباید از کودکان گرفت. این فرصت نه تنها نیاز آنها را برآورده می کند بلکه باعث رضایت خاطر آنها از این فرصت جدید برای کسب تجربه نیز می شود. این بزرگترین پاداشی است که پدر و مادر از فرصت دادن به فرزند خود به دست می آورند.

امروزه عوامل متعددی در خانواده ها وجود دارد که فرصت اتکا به نفس را از بچه ها می گیرد. اولا خانواده امروزی عموما کوچکتر شده اند در روزگاری که خانواده بزرگتر بود بچه ها می بایستی چگونگی انجام کارها را خودشان می آموختند، زیرا والدین آن قدرها فرصت نداشتند تا به تک تک بچه هایشان رسیدگی کنند. بچه ها از اولین سال های کودکی خود مسئولیت انجام کارهای روزمره و سختی را عهده دار بودند. کارهایی مربوط به زندگی روزمره. ثانیا، خانواده های چند نسل پیش، برای ایجاد وسایل راحتی زندگی اعضای خانواده متکی به خود بودند، اما والدین امروزی کمتر نیازمند کمک بچه های خود هستند.

بچه های امروزی اگر چیزی بخواهند معمولا خیلی سریع از طریق کوچکترین فروشگاه برایشان تهیه می شود. مثلا والدین نمی گذارند خود بچه ها اسباب بازی هایشانر ا مثل بچه های قدیم با قطعات و وسایل اضافی مختلف در منزل مثل جعبه ها و نوارهای کاست دور انداختنی و با استفاده از خلاقیت خود درست کنند.

حس عزت نفس و استقلال کودک را می توانیم از طریق فعالیت های روزمره زندگی تقویت کنیم. از خوردن غذا و پوشیدن لباس در سالهای اول تا ایجاد فرصت هایی برای مسئولیت پذیری در دوران نوجوانی به این شکل آنها به تدریج خود را از اشخاصی واجد صلاحیت و شایسته می یابند و در برابر مشکلات، واکنش هایی همراه با اطمینان و اعتماد به نفس خواهند داشت. آنگاه بیشتر از جمله “من می توانم این کار را انجام بدهم،استفاده می کنند نه از جملاتی نظیر” چه کسی می تواند این کار را برایم انجام دهد؟

 

منبع :salamat.ir

گردآورنده:مهرا جلیلی

روشنک رشیدپور

روشنک رشیدپور

دیدگاه‌ خود را بنویسید

آخرین نوشته های مهرآیین
تازه های مهرآیین

روز معلم مبارک

نظرات خانم توران میرهادی در مورد خصوصیات یک معلم – معلم خوب چه صفاتی باید داشته باشد؟ چند وقت پیش

حس دوست داشته شدن در کودکان
آموزش های ویژه والدین و کودکان

حس دوست داشته شدن در کودکان

چگونه به کودکان حس دوست داشته شدن بدهیم؟ کودکان ما مشتاق برقراری ارتباط با ما هستند. تحقیقات نشان داده اند